کارآفرینی و امنیت بخشی
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠ 

1) در حوزه اشتغال با دو مفهوم مواجهیم : امنیت شغلی و امنیت حرفه ای .
امنیت شغلی که بیشتر با استخدام مادام العمر تقارن دارد و ظاهرا ژاپنی ها مبدع آن بوده اند به معنای آن است که در پایان مدت قرارداد یا آخر سال ، آدمی نگران تمدید قرارداد خود نیست و اشتغال یکسره تا زمان بازنشستگی قانونی ،‌ تامین و تضمین شده است و لذا تهدید نمی شود .


کلمات کلیدی: کارآفرینی ، اامنیت
 
ارکان یک مرکز کارآفرینی
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤ 
ارکان یک مرکز کارآفرینی
1.       بخش ترویج و فرهنگ سازی
بخش ترویج به عنوان یکی از گروههای مرکز فرهنگ سازی ، حمایت و پشتیبانی از افراد و گروههایی که در سطح دانشگاه در زمینه کارآفرینی فعالیت دارند یا استعداد اینگونه فعالیت ها را دارند را بعنوان سرلوحه فعالیت های خود قرار داده است.

کلمات کلیدی: ارکان کارآفرینی
 
اصول کارآفرینی
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤ 

اصول کار آفرینی و ویژگیهای کار آفرینان :

کار آفرینی مبنای تمامی تحولات و پیشرفتهای بشری است .

تعاریف زیادی از کارآفرینی شده است با این همه هنوز مفهوم و ماهیت اصلی کارآفرینی شناخته شده نمی باشد .


کلمات کلیدی: کارافرینی
 
رابطه بین آموزش و کارآفرینی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤ 
رابطه بین آموزش کار و کارآفرینی

محققین: انضباطی – ولی پور: بررسی تأثیر رابطه ی بین آموزش کار و کارآفرینی و نقش آن در نگرش جوانان در خود اشتغالی – شناسائی و تحریک استعدادها و مهارت های کارآفرینانه

چکیده :
در این طرح تحقیق به بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر کسب دانش مربوط به کارآفرینی، شناسایی و تحریک استعدادها و مهارتهای کارآفرینانه و کشف فرصتهای جدید پرداخته شده است . پس از انتخاب موضوع اقدام به کامل کردن فرم طرح تحقیق نموده و سپس گزارش کار خود را در کلاس درس روش تحقیق در مدیریت ارائه دادیم و بعد از گرفتن اشکالات آن توسط استاد ارجمند وراهنمایی های ایشان پرسشنامه ای را در رابطه با موضوع تنظیم و در بخش پیوست قرار دادیم.
واژه های عملیاتی و کاربردی: کارآفرینی – کارآفرین – مخاطره پذیری – استقلال طلبی – خلاقیت – تحمل ابهام – مرکز کنترل درونی

فصل اول         
زما قرعه کاری انداختن                                زکار آفرین کارها ساختن
«نظامی»
مقدمه
واژه کارآفرینی هم اکنون برای بیان معانی و اهداف مختلفی به کار برده می شود از یک سو به معنای یک رویکرد توسعه اقتصادی است که مورد توجه برخی از کشورها قرار گرفته و از طریق اقتصاد کارآفرینی توانسته اند به توسعه دست یابند. در این راستا تعداد کسب و کارهای جدید یک شاخص توسعه یافتگی است . در این عرصه رقابت میان کشورها به رقابت میان شرکت ها تبدیل شده است .از سوی دیگر  این واژه به معنای روحیه سرزندگی و فضیلت و یا به تعبیری عمیق تر، شوق خلقت می نامند. از نگاهی دیگر توانایی راه اندازی کسب و کار و فروش یک ایده، محصول یا خدمت جدید را کارآفرینی می نامند کارآفرینی از موضوعات مهم روزگار ماست و عصر امروز را می توان عصر کارآفرینی نامید. کارافرینان امروزه از احترام خاصی برخوردارند و روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود . به حق این افراد سربازان و قهرمانان توسعه اقتصادی هر کشوری هستند.کارآفرینی فرایندی است پیچیده، طولانی مدت و علاوه بر آمادگی و علاقه مندی شخص از دوران کودکی، نیاز به آموزشی و پرورشی نیز دارد وبا فراهم شدن بسترهای آن از طریق دولت و مردم وحمایت های آنان شکوفا می شود.
پس از روشن شدن ضرورت توجه به کارآفرینی، آشنایی با مفهوم کارآفرینی و خصوصیات کارآفرین، پرورش روحیه کارافرینی در افراد غیر کارآفرین از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می شود. از این رو فعالیت های آموزشی برای تربیت کارآفرینان در دستور کار بسیاری از مراکز آموزش کارآفرینی درایران قرار گرفته، چرا که لازمه توسعه کارآفرینی، آموزش آن است. این موج که از اوایل سال 1380 در دانشگاه های بزرگ آغاز شده هم اکنون اکثر دانشگاه ها علاوه بر کارگاه های آموزشی، یک درس 2 یا 3 واحدی نیز در برنامه های درسی دانشجویان کاردانی و کارشناسی گنجانده شده است . علاوه بر این با توجه به اهمیت موضوع کارآفرینی نهادهای مختلفی نیز برای حمایت دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی تاسیس شده است .

بیان مسئله
کارآفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر همه جوامع بشری است . منبعی که به توان خلاقیت انسان ها بر می گردد. از یک سو ارزان و از سوی دیگر بسیار ارزشمند و پایان ناپذیر است. امروزه همگان دریافته اند که جوامعی که به منابع انسانی متکی بوده اند تابه منابع زیرزمینی، در بلند مدت موفق تر بوده اند.
مفهوم‌ کارآفرینی‌:
با تحولات‌ سریع‌ و شتابان‌ محیط‌ بین‌المللی‌ و گذر از جامعه‌ صنعتی‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ و مواجة ‌اقتصادهای‌ ملی‌ با اقتصاد جهانی‌ و مطرح‌ شدن‌ پدیده‌هایی‌ همانند «جهانی‌ شدن‌ اقتصاد» و «فن‌آوری‌اطلاعات‌» ، مباحث‌ اساسی‌ درخصوص‌ راهکارهای‌ مختلف‌ برای‌ تسریع‌ فرآیند رشد و توسعة‌ پایدار و رفاه‌اقتصادی‌ مطرح‌ می‌گردد. یکی‌ از این‌ مباحث‌ جدید، نقش‌ کارآفرینان‌ در این‌ فرایند می‌باشد. کارآفرینی‌ ازمفاهیم‌ جدیدی‌ است‌ که‌ حداقل‌ در محدود ه علم‌ اقتصاد ، مدیریت‌، جامعه‌شناسی‌ و روان‌شناسی‌ و سایرمقوله‌های‌ مرتبط‌ با این‌ موضوع‌ قدمتی‌ بسیار کوتاه‌ داشته‌ و از مفاهیم‌ رو به‌ گسترش‌ می‌باشد. به‌ دلیل‌ آنکه ‌معنای‌ تحت‌الفظی‌ «کارآفرینی‌» نمی‌تواند عمق‌ محتوی‌ و مفهوم‌ این‌ واژه‌ را مشخص‌ نماید و برای‌ جلوگیری‌ ازفهم‌ نادرست‌ این‌ موضوع‌ یا واژه‌ با سایر واژه‌ها و برای‌ رسیدن‌ به‌ فهم‌ و فرهنگ‌ مشترک‌ از آن‌، معرفی‌ وشناساندن‌ این‌ واژه‌ بسیار مهم‌ می‌نماید . این‌ که‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟ کارآفرین‌ کیست‌؟ فرآیند کارآفرینی‌ چگونه‌است‌؟ نقش‌ و تاثیر کارآفرینی‌ و کارآفرینان‌ در ابعاد توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ و متغیرهای‌ کلان‌ اقتصادی‌ هماننداشتغال‌ چیست‌؟ نقش‌ آموزش‌ و تجربه‌ در رشد کارآفرینی‌ چه‌ میزان‌ است‌؟ سوالهایی‌ هستند که‌ باید برای‌ رسیدن‌به‌ این‌ فرهنگ‌ مشترک‌ به‌ وضوح‌ و مبسوط‌ پاسخ‌ داده‌ شود. به‌طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌تحولات‌ و پیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ در سیر تاریخی‌ و روند تکامل‌موضوع‌ بیان‌ شده‌ است‌، که‌ برخی‌ از این‌ تعاریف‌ ارائه‌ می‌گردد:
ـ کارآفرین‌ کسی‌ است‌ که‌ متعهد می‌شود مخاطره‌های‌ یک‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ را سازماندهی‌، اداره‌ و تقبل‌کند
اهداف تحقیق:
اهداف نظری: هدف نظری این تحقیق بررسی رابطه بین آموزش کارآفرینی و نگرش جوانان در خود اشتغالی می باشد به طوری که بعد از انجام تحقیق و اجرای آن افراد بتوانند خود موسس باشند و کسب و کار ایجاد نمایند.
اهداف کاربردی:
- تشویق دانشجویان سال آخر و دارای ایده تجاری به راه اندازی شرکت توسط خودشان
-    تشویق دانشجویان به در نظر گرفتن خط مش ها در شرکت ها و افزایش آگاهی راجع به خود اشتغالی به عنوان یک انتخاب شغلی برای فارغ التحصیلان.
-    ایجاد آگاهی از اهمیت شرکت های فردی
-    پذیرفتن گروهی که به دقت انتخاب شده از طریق یک برنامه جامع آموزشی
-    توسعه صنعتی سریع از طریق تربیت کارآفرینان بیشتر
-    متنوع ساختن منابع کارآفرینی
-    حل مشکلات اشتغال و بهبود بهره وری
اهمیت و ضرورت آموزش کارآفرینی
با نگاهی به روند رشد وتوسعه جهانی در می یابیم که با افزایش و گسترش فناوری های پیشرفته، نقش و جایگاه کارآفرینان به طور فزاینده ای بیشتر می شود به بیان دیگر ارتباط مستقیمی بین پیشرفت فناوری و ضرورت آموزش کارآفرینان وجود دارد .
اکنون در عرصه  جهانی افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنان نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود.
چرخ های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت در می آید، در اهمیت کارآفرینی همین بس که طی بیست سال (80-1960) در کشور هند تنها پانصد موسسه کارآفرینی شروع به کار کرده اند و حتی پاره ای از شرکتهای بزرگ جهان برای حل مشکلات خود به کارآفرینان رو می آورده اند . این در حالی است که در ایران حتی یک موسسه کارآفرینی در دهه های اخیر نداشته ایم .[1]
سوابق علمی تحقیق:
الف) آموزش برای کارآفرینی در بخش غیر متشکل اقتصادی
سوال اصلی تحقیق:
آیا آموزش کارآفرینی به اشتغال تایید دارد؟
سوالات فرعی تحقیق:
-    آیا  آموزش کارآفرینی بر کسب دانش مربوط به کارآفرینی موثر است ؟
آیا آموزش کارآفرینی بر کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصتهای اقتصادی و ترکیب برنامه های عملیاتی تاثیر دارد؟
آیا آموزش کار آفرینی بر شناسایی و تحریک استعدادها ومهارتهای کارآفرینانه موثر است ؟
آیا تجدید نگرشها در جهت پذیرش تغییر از نتایج آموزشی کار آفرینی است ؟
آیا آموزش کارآفرینی در کشف فرصتهای جدید و مقابله با تهدیدات موجود تاثیر دارد؟
آیا  آموزش کارآفرینی باعث تربیت افراد متکی به نفس می شود؟
آیا افزایش تمایل برای راه اندازی کسب و کارهای شخصی و تعاونی از نتایج آموزش کارآفرینی است ؟
آیا القای مخاطره پذیری با استفاده از فنون تحلیلی از تاثیرات کارآفرینی است ؟
آیا آموزش کارآفرینی باعث خلق نوآوری در محصول، تولید ، بازار و صنعت می شود؟
فرضیه های تحقیق:
الف) فرضیه اصلی تحقیق: آموزش کارآفرینی بر اشتغال موثر است .
ب) فرضیه های فرعی:
آموزش کارآفرینی بر کسب دانش مربوط به کارآفرینی موثر است .
آموزش کارآفرینی بر کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصتهای اقتصادی و ترکیب برنامه های عملیاتی تاثیر بسزایی دارد.
آموزش کارآفرینی سبب افزایش علاقه افراد نسبت به قرار گرفتن در شرایط مبهم می شود.
آموزش کار آفرینی بر شناسایی و تحریک استعدادها و مهارتهای کارآفرینانه موثر است
تجدید نگرش ها در جهت پذیرفتن تغییر از نتایج آموزش کارآفرینی است .
آموزش کارآفرینی در کشف فرصتهای جدید و مقابله با تهدیدات موجود تاثیر دارد.
آموزش کارآفرینی باعث تربیت افراد متکی به نفس می شود.
افزایش تمایل برای راه اندازی کسب و کارهای شخصی و تعاونی را می توان از نتایج آموزش کارآفرین به شمار آورد.
القای مخاطره پذیری با استفاده از فنون تحلیلی از تاثیرات آموزش کارآفرینی است.
آموزش کارآفرینی باعث خلق نوآوری درمحصول، تولید ، بازار وصنعت می گردد.

متغیرهای مربوط:
متغیر مستقل: آموزش کارآفرینی
متغیر وابسته: اشتغال
متغیر واسطه: نگرش، انگیزه ، روحیه، مهارت
متغیر کنترل: دانش، جنسیت ، استعدادها ، نوع آموزش.
تعریف واژه های عملیاتی و کاربردی
1-کارآفرینی : روشی است برای انجام دادن کسب و کار به شیوه ای مبتکرانه ، با تمرکز به مشتری و پذیرفتن ریسک های حساب شده .[2]
1-1)    کارآفرینی فردی : فرآیندی است که در آن کارآفرین سعی می کند تا فعالیت کار آفرینانه ای را به طور آزاد (مستقل) به ثمر برساند.
1-2)    کارآفرینی گروهی (سازمانی) : فرآیندی است که سازمان طی می کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینی انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر و سریع و راحت در سازمان مرکزی یا شرکت های تحت پوشش خود مختار    به ثمر برسند.
2- کارآفرین: بنا به تعریف واژه نامه دانشگاه و بستر   کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازمان دهی ، اداره و تقبل نماید.
3- مخاطره پذیری:  عبارتست از پذیرش مخاطره های معتدل که می تواند با تلاش های شخصی مهار شوند.
4- استقلال طلبی :   نیاز به استقلال طلبی را می توان با عباراتی نظیر «کنترل داشتن بر سرنوشت خویش»، «کاری را برای خود انجام دادن » و « رئیس خود بودن» تعریف کرد.
5- خلاقیت :  خلاقیت توانایی خلق فکرهای جدید است این فکرها ممکن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شود[1].
6- تحمل ابهام: تحمل ابهام توانایی زندگی کردن با نداشتن اطلاعات کامل از محیط است بی آنکه شخص بداند موفق خواهد شد یا خیر[2].
7- مرکز کنترل درونی: عقیده فرد را در این مورد که تحت کنترل وقایع خارجی است یا داخلی مرکز کنترل می نامند . بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف کرده اند.

فصل دوم
تعریف آموزش کارآفرینی
در یک تعریف ساده آموزش کارآفرینی فرایندی نظام مند  ، آگاهانه   و هدف گرا    می باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی دارای توان بالقوه به صورتی خلاق تربیت می گردند. در واقع، آموزش کار آفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز جهت کارآفرینی استفاده می شود که افزایش بهبود توسعه نگرش ها، مهارتها و توانایی های افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت [5].
اهداف آموزش کارآفرینی
در واقع هدف از آموزش کارآفرینی تربیت و پرورش افرادی خلاق و نوآور است .این قبیل دوره ها به دنبال استفاده از فرصتهای مناسب فراهم شده، مخاطره پذیری، تمایل به حل مشکلات ، بهبود نگرش و گرایش های افراد می باشد[5]. به طور کلی در آموزش رشته کارآفرینی اهداف متعددی مورد نظر است که برخی از آنها عبارتند از:
الف) کسب دانش مربوط به کارآفرینی
ب) کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیلی، فرصتهای اقتصادی و ترکیب برنامه های عملیاتی
ج) شناسایی و تحریک استعدادها و مهارتهای کارآفرینانه
د) القای مخاطره پذیری با استفاده از فنون تحلیلی
هـ) تجزیه نگرش ها در جهت پذیرش تغییر
ر) ایجاد همدلی و حمایت برای جنبه های منحصر به فرد کارآفرینی [6]
چالشهای آموزش کارآفرینی
آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک    و استامپ  ارائه شده است . این چالشها عبارتند از:
•    چالش در ایجاد متدلوژی های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کارافرینی
•    چالش در محتوا و شیوه های آموزشی کارآفرینی
•    چالش در کیفیت مدرسان کارآفرینی
•    چالش در پذیرش آموزش کارآفرینی در دانشکده ها نسبت به کسب و کار
•    چالش در ایجاد یک پیکره عمومی (مشترک) در زمینه های دانشی مختلف
•    چالش در اثر بخشی روشهای آموزشی
•    چالش در نیازهای یادگیری کارآفرینانی که هم اکنون در آن به سر می برند.[6]

رئوس مطالب آموزش کارآفرینی
رئوس مطالب درسی را که برای آموزش کارآفرین تدریس می گردند می توان بر اساس سطوح فردی ، سازمانی    و محیطی   به سه بخش تقسیم کرد. شکل 1 رابطه این سطوح را با یکدیگر نشان می دهد .
الف) کارآفرینی و فرد: ویژگی ها ، خصوصیات و رفتار یک کارآفرین ، کارآفرینی ونوآوری ، کار آفرینی و خلاقیت و ویژگی های مدیر کارآفرین رئوس مطالبی هستن که در این سطوح تدریس می شوند.
پ)کارآفرینی و سازمان:راه اندازی سازمان  های کارآفرین، حفظ و نگهداری سازمان های کارآفرین وتوسعه کارآفرینی در سازمان های کوچک ، متوسط و بزرگ اهم مطالب دروس کارآفرینی در سازمان می باشند.
ج) کارآفرینی و محیط: تعاریف ویژگی های کارآفرینی ، نقش کارآفرینان در جامعه ، کارکرد کارآفرینان در اقتصاد، اثرات و نتایج توسعه کارآفرینی ، اهمیت کار آفرینی، تشویق و حمایت هایی که جهت توسعه کارآفرینی صورت می گیرد. کارکرد دولت در کارآفرینی ، نقش پشتیبانی دولت از کارآفرینی مهمترین موارد تدریس شده دراین سطح ازکارآفرینی می باشند .

شکل 1 رابطه بین رئوس مطالب آموزش کارآفرینی
فرآیند آموزش کارآفرینی :
آموزش کارآفرینی یادگیری چند مرحله ای است که حداقل در پنج مرحله متفاوت از زندگی توسعه وتحقق می یابد.
مراحل آموزش کارآفرینی به ترتیب سطح عبارتند از:
مرحله ی اول- سطح پایه: دانش آموزان در دوره های ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان باید رویه های مختلف مالکیت کسب وکار را تجربه کنند. در این مرحله بر مفاهیم اساسی اقتصادی، فرصت های کسب و کار که در نتیجه تغییرات اقتصادی به وجود می آیند و هم چنین مهارت های اساسی مورد نیاز جهت موفقیت در بازار کسب و کار تمرکز می شود. برانگیختن برای یادگیری بیشتر و درک فرصت های منحصر به فرد اقتصادی از نتایج غایی و مورد انتظار این سطح است .
مرحله ی دوم – سطح پرورش شایستگی ها: در این مرحله دانش آموزان باید زمان تجارت و کسب و کار را یاد بگیرند وبا مسائل و دیدگاه هایی که از نظر صاحبان موسسه و بنگاه مهم هستند، آشنا شوند. سطح پرورش شایستگی ها به آموزش های حرفه ای نیاز دارد. آموزش های حرفه ای می تواند در مقام کلاس های درسی مختلفی که به نوعی با کارآفرینی مرتبط هستند، تدریس گردد.
مرحله ی سوم- سطح کاربرد خلاق: این سطح از فرایند آموزش کارآفرینی در برگیرنده حداقل دروسی است که یادگیری آنها برای تشریح یک کسب و کار نوین الزامی است.
مرحله ی چهارم- سطح راه اندازی کسب و کار: این مرحله که نتیجه مستقیم مرحله ی قبل است، هدفی جزء راه اندازی یک کسب و کار توسط فراگیران ندارد و پیامد منطقی آموزش هایی است که در سطوح قبلی فرآیند آموزشی کار افرینی داده شده است . بعد از اینکه افراد بزرگسال تجارب شغلی خاصی را کسب کردند و یا آموزش های بیشتری را در آن زمینه دیدند، به مساعدت های خاص مربیان خود نیاز دارند تا در حالی که با معلمین خود به بحث و تبادل نظر می پردازند و نقاط تاریک راه اندازی یک کسب و کار برایشان روشن می شود، تجارت مرتبط با شغلی را که دیده اند ، بالفعل نمایند. این دوره ی آموزشی معمولا دو ساله بوده و در دانشکده های اقتصاد و مدیریت برگزار می شود.
مرحله ی پنچم- سطح رشد و توسعه: اغلب صاحبان کسب و کار علاقه ای به درخواست کمک و مساعدت برای افزایش آگاهی ها و انش خود ندرند مگر اینکه در آن زمینه احساس نیاز کنند. دوره های مستمر آموزشی، سمینارها و گردهمایی علمی می تواند به این افراد کمک کند تا توانایی های کسب و کار خود را بالا برده و تقویت نمایند.
دوره های آموزش کارآفرینی:
دوره های آموزش کارآفرینی که تا سال 1990 میلادی شکل گرفتند در چهار دسته ی اصلی قابل تقسیم بندی می باشند که عبارتند از:
دسته ی اول – دوره های آگاهی و جهت گیری به سوی کارآفرینی : هدف از برنامه های این دوره ، افزایش آگاهی، بینش و درک نسبت به کارافرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است . برنامه های این دسته در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تدریس می شوند. در دوره های آزاد کارآفرینی گروه های نژادی، مخترعان، کارکنان دولت، دانشمندان ، بازنشستگان نیروهای مسلح و حتی افراد غیر شاغل نیز می توانند تحت پوشش قرار بگیرند.
دسته ی دوم- دوره های توسعه تاسیس بنگاه ها: برنامه های آموزشی این دسته به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند . در این زمینه مراکز ویژه ای در کشورهایی همچون آمریکا، استرالیا، هند، هلند، فیلیپین، مالزی، سنگاپور، انگلستان وفنلاند ایجاد شده اند. اهداف عمده این مراکز  ارائه آموزش های ویژه جهت توسعه توانایی ها و انگیزش افراد، توسعه مناطق شهری و آموزش های عملی کارآفرینان است .
دسته ی سوم- دوره های رشد وبقای کارآفرینان و بنگاه های کوچک: این دوره ها که شرکت های کوچک را در بر می گیرد، نیازهای آموزشی بسیار متنوعی را تحت پوشش قرار می دهند . شرکت های کوچک در هر کشوری باید مورد توجه قرار بگیرند.
دسته ی چهارم- دوره های توسعه آموزش کارآفرینی: برنامه های این دسته که شامل شیوه های جدید آموزشی و تعیین نقش های تازه استاد – دانشجو در فرآیند آموزش کار آفرینی است . هدف عمده ی این برنامه های آموزش و گسترش کمی استادان و مربیان جدید از میان دست اندرکاران فعالیت های اقتصادی و صنعتگران برای آموزش کارآفرینی است .
عوامل موثر بر کارآفرینی
از جمله عوامل مهم در ایجاد کارافرینی که می توانند این فرایند را توسعه دهند عبارتند از:
1- زیر ساختهای اجتماعی
2- تحقیق و توسعه
3- کیفیت نیروی انسانی
4- کیفیت مدیریت [4]
نکات مهم در ارایه دوره های آموزش کارآفرینی:
برای آنکه دوره های آموزشی کارآفرینی با موفقیت همراه باشد، باید نکاتی چند مورد توجه و احترام قرار گیرد که عبارتند از:
الف) ترکیب شرکت کنندگان در کلاس های آموزش کار آفرینی متنوع باشد.
ب) کلاس های در بردارنده باز خوردهای مستمر و حتی از قبل پیش بینی نشده باشد
ج) علاوه بر راه اندازی کسب و کار جدید بر انواع ابتکارات و خلاقیت های کارآفرینانه هم تاکید نماید.
د) جهت هر یک از بحث ها و مسائل کلاس، راه حل و جواب مشخص و معینی ذکر گردد.
هـ) امکان تغییر و اصلاح برنامه های آموزشی توسط معلم و یا استاد به آسانی میسر و مقدور باشد.
و) از سبک ها و روش های مختلف تدریس استفاده گردد تا باعث ایجاد هیجان و جذابیت شود.
ز) معلمان و یا استادانی که کارآفرینی را تدریس می کنند، خودشان کارآفرین باشند .

چارچوب آموزش کار آفرینی :
با آشکار شدن مفهوم کارآفرینی و به ویژه مفهوم کارآفرینی سازمانی و ضرورت آن در توسعه سازمان و جامعه، تردیدی در تربیت کارآفرینان سازمانی جهت تحقق این هدف بزرگ باقی نمی ماند .
با توجه به اینکه در تاکید بر اهمیت کارآفرینی سازمانی، کارآفرینان سازمانی به عنوان موتور نیرومند توسعه سازمان و جامعه خود شناخته شدند، آنچه اهمیت حیاتی پیدا می کند، روشن کردن و به راه انداختن این موتورها جهت توسعه است .
برای روشن شدن موتور، کافی است استارت زده شود ولی برای استمرار فعالیت آن باید همواره به آن سوخت رسانی شود وشرایط جهت فعالیت بی نقص آن مهیا گردد.
به هر حال برای آگاه شدن و شروع به حرکت کارآفرینان سازمانی کافی است تا آموزش های لازم در این زمینه به آنها ارائه گردد تا جرقه کارآفرینانی در ذهن آنها زده شود ودر عین حال ضرورت مساله نیز برای آنها معلوم گردد. اما برای تداوم این حرکت باید با پرورش آنان از طریق اقداماتی مانند حمایت مدیریت، ایجاد تفکر استراتژیک کارآفرینی و فراهم سازی عوامل ساختاری و محتوایی بستر فعالیت مستمر کارآفرینان سازمانی را فراهم کرد. شکل 2 این چارچوب را نشان می دهد.

شکل 2 چارچوب آموزش کارآفرینی سازمانی
تجربیات برخی از کشورها در پیاده سازی برنامه های آموزشی
امروزه تجربیات فراوانی در سراسر دنیا راجع به طراحی برنامه ها، ارتقاء و ایجاد انگیزه و کمک به کارآفرینی از طریق آموزش آن وجود دارند، این برنامه های در کشورهایی نظیر هندوستان، سنگاپور، استرالیا، فیلیپین و ...به اجرا در آمده اند.
سنگاپور: در سنگاپور، دوره های آموزشی متعددی در خصوص کارآفرینی توسط دانشگاه ها و موسسات پلی تکنیک برگزار می شود. موسسه های آموزشی دانشگاهی و آژانس های دولتی نیز به ارایه برنامه های کوتاه در این ارتباط پرداخته اند. در این رابطه، یکی از مراکز آموزش کار آفرینی، دانشگاه نانیانگ است . یکی از برنامه های درسی مهم این دانشگاه، برنامه توسعه مهارت های شخصی است . در این برنامه درسی، شرکت کنندگان به منظور تکمیل دانش فنی موردنیاز خود، مهارت های شخصی مهمی همچون کارآفرینی و خلاقیت را می آموزند..
استرالیا: وزارت آموزش فنی و حرفه ای استرالیا بزرگ ترین مرکز آموزش دهنده مدریت و کارآفرینی در استرالیاست و اهدافی همچون ارتقاء ظرفیت برای ارائه دروس توسعه مدیریت و ایجاد مشوق هایی برای بهبود کیفیت، اعطاء گواهینامه صلاحیت به کارآموزان ومشاوران شرکت های کوچک، ایجاد نشست های حضوری و ارائه کمک های مالی، استفاده از وسایل کمک آموزشی پیشرفته برای آموزش و استفاده از فناوری اطلاعاتی برای مبادله اطلاعات در سطح سازمانی و فراسازمانی را دنبال می کند .
به طور کلی این وزارتخانه در جهت ارتقاء مهارت های انسانی، رهبری و استراتژیک کارآفرینان تلاش می نماید. علاوه بر فعالیت های فوق دولت استرالیا در زمینه توسعه آموزش های کارآفرینی اقداماتی همچون برگزاری سمینارها، نشست ها و کنگرهها را نیز در دستور کار خود قرار داده که نمونه برجسته آن برگزاری سمینار توسعه کارآفرینی با حضور بیش از 100 هیات اعزامی از کشورهای جهان در سال 1998 بوده است .[5]

فصل سوم
روش شناسی
الف) نوع کار تحقیقاتی:
با توجه به اهمیت کارآفرینی در ایجاد اشتغال از طریق آموزش آن تحقیق کاربردی می باشد

ب) نوع روش تحقیقاتی:
این تحقیق روش توصیفی و همبستگی را بکار برده است زیرا به بررسی چیستی و چگونگی موضوع و به توصیف وضعیت فعلی آن پرداخته است وهم چنین به بررسی رابطه بین آموزش کارآفرینی و اشتغال اقدام نموده است .

ج) روش گردآوری:
به منظور جمع آوری اطلاعات ، از کتاب ها و نشریه ها استفاده شده است به همین جهت روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد.



د) جامعه آماری:
جامعه آماری در این تحقیق کلیه سازمان های دولتی و غیر دولتی شهرستان مشهد می باشند .

ر) روش نمونه گیری:
نمونه گیری به روش احتمالی خوشه ای انجام گرفته شده است

ز) حجم نمونه :
برای عملیات آماری از فرمول ماندل  استفاده شده است چون جامعه نامعلوم است .

مشکلات و تنگناهای اجتماعی تحقیق:
یکی از مشکلات مهم در این زمینه کمبود کارهای تحقیقاتی و پژوهشی بود که درخصوص این موضع انجام گرفته بود.

فصل چهارم
تحلیل اطلاعات:
دراین پژوهش برای اندازه گیری میزان رابطه وتاثیراخلاق برزندگی اجتماعی دانشجویان ازآماراستنباطی(ضریب همبستگی پیرسون)استفاده می شود.برای خلاصه کردن داده هاو اطلاعات ازجداول آمارتوصیفی استفاده می شود.
همان طور که در فصل سوم ذکر شد از طریق پرسشنامه نسبت به جمع‌آوری نظرات در خصوص بررسی تاثیررابطه آموزش کارآفرینی ونقش آن درنگرش جوانان درخوداشتغالی درمشهد اقدام گردید.
آنچه در این فصل بیان شده گزارشات آماری از مشخصات و تعداد کلی نمونه‌ها و شرح و تفسیر فرضیه‌های متناسب با سؤالات و پاسخهای ارایه شده بیان گردیده است.
متناسب با آنچه که در سؤالات آمده عواملی همچون عوامل بیکاری ،اشتغال وعوامل موثردراشتغال که به تجزیه و تحلیل آن اقدام شده و نقش آموزش را در جهت این عوامل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده ایم.




جدول و نمودار سؤال شماره 1
نقش آمزش چه میزان برایجادکارآفرینی تأثیر داشته است؟
گزینه    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم    جمع
فراوانی    48    27    19    6    ---    100
درصد    48٪    27٪    19٪    6٪    ---    100٪


همان طور که ملاحظه می‌شود تعداد 48 نفر معادل 48 درصد پاسخ دهندگان گزینه خیلی زیاد، 27 نفر معادل 27 درصد گزینه زیاد، 19 نفر معادل 19 درصد گزینه متوسط و 6 نفر معادل 6 درصد گزینه کم را انتخاب نموده‌اند. بنابراین 75 نفر معادل 75 درصد پاسخ‌دهندگان گزینه‌های خیلی زیاد و زیاد را انتخاب نموده‌اند و معتقدند که آموزش تأثیر زیادی براشتغال دارد. لذا سؤال مذکور مورد تأیید می‌باشد.

جدول و نمودار سؤال شماره 2
شرایط بحران جهانی چه میزان بربیکاری موثربوده است؟
گزینه    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم    جمع
فراوانی    44    26    15    10    5    100
درصد    44٪    26٪    15٪    10٪    5٪    100٪


همان طور که ملاحظه می‌‌شود تعداد 44 نفر معادل 44 درصد پاسخ‌دهندگان گزینه خیلی زیاد، 26 نفر معادل 26 درصد گزینه زیاد، 15 نفر معادل 15 درصد گزینه متوسط، تعداد 10 نفر معادل 10 درصد گزینه کم، و تعداد 5 نفر معادل 5 درصد گزینه خیلی کم را انتخاب نموده‌اند. بنابراین تعداد هفتاد نفر گزینه خیلی زیاد و زیاد را انتخاب نموده‌اند و معتقد هستند که بحران های جهانی درایجادبیکاری مؤثر است.

جدول و نمودار شماره 3:
تا چه میزان مدیریت صحیح دررفع بحران های جهانی درجلوگیری ازبیکاری موثراست؟؟
گزینه    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم    جمع
فراوانی    45    25    15    9    6    100
درصد    45٪    25٪    15٪    9٪    6٪    100٪


همان طور که ملاحظه می‌کنید تعداد 45 نفر معادل 45 درصد گزینه خیلی زیاد، تعداد 25 نفر معادل 25 درصد پاسخ‌دهندگان گزینه زیاد، تعداد 15 نفر معادل 15 درصد گزینه متوسط، تعداد 9 نفر معادل 9 درصد گزینه کم و تعداد 6 نفر معادل 6 درصد گزینه کم را انتخاب نموده‌اند، بنابراین تعداد هفتاد نفر معادل 70 درصد گزینه‌های خیلی زیاد و زیاد را انتخاب نموده‌اند که مدیریت صحیح دولت درکاهش بیکاری  موثر است.

جدول و نمودار سوال شماره 4:
نداشتن شغل مناسب تا چه حد در فقر خانواده شما تأثیر دارد؟
گزینه    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم    جمع
فراوانی    48    28    14    8    2    100
درصد    48٪    28٪    14٪    8٪    2٪    100٪


همان طور که ملاحظه می‌کنید، تعداد 48 نفر معادل 48 درصد پاسخ دهندگان گزینه خیلی زیاد، 28 نفر معادل 28 درصد گزینه زیاد، 14 نفر معادل 14 درصد گزینه متوسط، 8 نفر معادل 8 درصد گزینه کم و 2 نفر معادل 2 درصد گزینه خیلی کم را انتخاب نموده‌اند. بنابراین تعداد هفتاد و شش نفر معادل 75 درصد گزینه زیاد و خیلی زیاد را انتخاب نموده‌اند و معتقدند که نداشتن شغل مناسب در به وجود آمدن فقر مؤثر است.

جدول و نمودار سؤال شماره 5:
بالا بودن سطح هزینه‌های زندگی تا چه میزان در ایجاد فقروبیکاری مؤثر است؟
گزینه    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم    جمع
فراوانی    57    20    13    7    3    100
درصد    57٪    20٪    13٪    7٪    3٪    100٪


همان طور که مشاهده می‌شود تعداد 57 نفر معادل 57 درصد گزینه خیلی زیاد، 20 نفر معادل 20 درصد گزینه زیاد، 13 نفر معادل 13 درصد گزینه متوسط، 7 نفر معادل 7 درصد گزینه کم و 3 نفر معادل 3 درصد گزینه خیلی کم را انتخاب نموده‌اند. بنابراین 77 درصد افراد گزینه‌های خیلی‌زیاد و زیاد را انتخاب نموده‌اند یعنی، معتقدند که بالا بودن سطح هزینه‌های زندگی در به وجود آمدن بیکاری و فقر مؤثر است.

فصل پنجم
نتیجه گیری:
دگرگونی های مربوط به افزایش جمعیت، تغییرات سریع تکنولوژی و عوامل دیگر اثراتی به بازار کالا داشته است که حاصل آنها می تواند کم کاری و بیکاری دانش آموختگان باشد. واحدهای تولیدی یا خدمتی که کوچک که بخشی غیر متشکل اقتصادی را تشکیل می دهد می تواند سهم قابل توجهی در جذب تازه واردین به بازار کار داشته باشد . برای این منظور باید انگیزش برای پیشرفت را در دانش آموختگان تقویت کردو دانش و مهارت های ریسک پذیری و اداره، امور تولیدی و خدماتی واحدهای کوچک را در آنان پرورش داد.
پیشنهادات :
ایجاد یک سیستم آموزشی پیمانه ای برای پرورش دانش و مهارتهای مورد نظر در دانش آموختگان پیشنهاد شد وساز و کار لازم جهت هدایت آنان مورد نظر قرار گرفت [3]
ب) فرایند تصمیم گیری شروع به کارآفرینی (مطالعه موردی کارآفرینان ایرانی)
احساس مالکیت و مدیریت کارآفرینان ایرانی نسبت به سازمان خود (علاقه به دخالت در تمامی امور سازمان) این نکته را متذکر می سازد که در آموزش کار آفرینانه بایستی خلاصه ای کاربردی از تمامی امور مدیریتی مد نظر قرار گیرد . آموزش های کارآفرینی را می توان در 3 دسته کلی طبقه بندی نمود:
آموزش های آگاه کننده (آموزش های مشوق کارآفرینی و افزاینده تمایل به کارآفرینی که نقش آگاه کننده و ارزش و دهنده به کار آفرینی دارند) با کارآفرینانه (آموزش های مربوط به کارآفرینان در حال راه اندازی کسب  و کار که پتانسیل کارآفرینی را افزایش می دهند و ایده اولیه را به فرصت تبدیل می نمایند) و رشد آموزشهایی که (به توانایی فرد برای ارائه محصول / خدمت به بازار و گسترش بازار تاثیر می گذارد) [7].

منابع و مآخذ:
[1] اکبری، کراهت الله ، (1385): « توسعه کارآفرینی »، انتشارات جهاد دانشگاهی
[2] کارت رایت، راجر، «سازمان های کارآفرین»
[3] بازرگان، عباس، (1373) : «آموزش برای کارآفرینی در بخش غیر متشکل اقتصادی»
فصل نامه علمی پژوهشی دانش مدیریت، شماره 25، صص 8-3
[4] «بررسی جریان خصوصی سازی و تاثیر آن بر تقویت کارآفرینی» ، مجله دانش و توسعه، شماره 18.
[5] ذبیحی، محمدرضا/ مقدسی ، عیلرضا ،(1385) «کارآفرینی از تئوری تا عمل» ، نشر جهان فردا
[6] نشریه تدبیر صص 23-22
[7] دهقان پور، علی/ فیض بخش بازرگان، علیرضا، «فرایند تصمیم گیری شروع به کارآفرینی» فصلنامه علمی پژوهشی دانش مدیریت، شماره 58، صص 67-4


پیوست 1
بسمه تعالی
پرسشنامه
پاسخگوی محترم:
با سلام و احترام؛ این پرسشنامه برای انجام کار تحقیقاتی با هدف بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر اشتغال تدوین شده است . شایان ذکر است که آموزش کارآفرینی بر مهارتهای کارافرینانه ، نوآوری و خلاقیت، تربیت افراد متکی به نفس، انجام کارهای گروهی، ریسک پذیری ، استفاده از فرصتها و در نهایت تمایل برای راه اندازی کسب و کارهای جدید و ایجاد اشتغال تاثیر دارد. خواهشمندیم با دقت به سوالات زیر پاسخ دهید تا با یاری شما به نتایج دقیق تری در خصوص این موضوعات برسیم . ضمنا پاسخ های ارائه شده از جانب شما کاملا محرمانه نزد ما باقی می ماند.

1- جنس :   زن •      مرد •
2- سن:      سال           
3- سنوات خدمت      سال
4- میزان تحصیلات: دیپلم•   فوق دیپلم•   لیسانس •  فوق لیسانس•  دکترا•   فوق دکترا•
5- وضعیت تاهل: متاهل•   مجرد•

سوال    خیلی زیاد    زیاد    متوسط    کم    خیلی کم
1- تا چه حد آموزش کارآفرینی درنظام آموزش عالی کشور مورد توجه قرار گرفته است؟                   
2- آموزش کارآفرینی تا چه حد بر کسب دانش افراد تاثیر دارد؟                   
3- آموزش کارآفرینی تا چه حد بر کسب دانش شغلی افراد تاثیر دارد؟                   
4- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر بهبود عملکرد صنایع کوچک توسط کارآفرینان توانمند تاثیر دارد؟                   
5- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر توسعه صنعتی سریع موثر است ؟                   
6- تا چه حد آموزش کارآفرینی در متنوع ساختن منابع کارآفرینی تاثیر دارد؟                   
7- تا چه حد آموزش کارآفرینی باعث افزایش تمایل افراد برای راه اندازی کسب و کارهای تعاونی (در قالب شرکت های کوچک و متوسط) می گردد؟                   
8- تا چه حد آموزش کارآفرینی باعث افزایش تمایل افراد برای راه اندازی کسب وکارهای شخصی شده است؟                    



9- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر قابلیت ریسک پذیری (مخاطره پذیری) افراد موثر است ؟                   
10- چقدر آموزش کارآفرینی در کشف فرصتهای جدید موثر است؟                   
11- چقدر وجود افراد کارآفرین در دوام شرکت ها نقش دارد؟                   
12- افراد کارآفرین چقدر متکی به نفس اند؟                   
13- آیا آموزش کارآفرینی بر تربیت افراد متکی به نفس تاثیر دارد؟                   
14- تا چه حد آموزش کارآفرینی سبب ایجاد توانایی افراد
می گردد؟                   
15- آیا کارآفرینی سبب ایجاد انگیزه موفقیت می گردد؟                   
16- آیا آموزش کارآفرینی برای کار گروهی ایجاد ارزش کرده است ؟                   
17- آیا تجدید نگرش در جهت پذیرش تغییر در سازمان لازم است؟                   
18- آیا آموزش کارآفرینی شما را در جهت پذیرش تغییر هدایت کرده است ؟                   
19- تاثیر آموزش کارآفرینی بر مشاوره در خصوص استفاده از فرصتها                    
20- آیا آموزش کارافرینی باعث ایجاد تمرکز برای آگاهی های تحریک شده می شود؟                   
21- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصتهای اقتصادی موثر است ؟                   
22- تا چه حد آموزش کارآفرینی برکسب مهارت ترکیب برنامه های عملیاتی موثر است ؟                   
23- آیا آموزش کارآفرینی بر مهارتهای مورد نیاز برای یافتن ایده و اعتبار بخشیدن به آن تاثیر دارد؟                   
24- آیا آموزش کارآفرینی بر توسعه مهارتهای کارآفرینانه تاثیر گذار است ؟                   
25- آیا تحمل ابهام در خلاقیت و نوآوری تاثیر دارد؟                   
26- تا چه اندازه آموزش کارآفرینی نوآوری افراد را تشویق کرده است ؟                   
27- آیا آموزش کارآفرینی بر ایجاد مهارتهای مربوط به کسب وکار موثر است ؟                   
28- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر ترویج روحیه فرهنگ کارآفرینی موثر است ؟                   
29- تا چه حد آموزش کارآفرینی به ارتقای شناخت جامعه دانشگاهی نسبت به کارآفرینی برای ایجاد اشتغال و رفاه کمک کرده است ؟                   
30- تا چه حد آموزش کارآفرینی بر ترغیب و جذب ها جامعه دانشگاهی به دوره های آموزش کارآفرینی موثر است ؟                   
31- تا چه حد آموزش کارآفرینی در جلوگیری از مهاجرت نخبگان تاثیر گزار است ؟                   
کارآفرینی: روشی است برای انجام دادن کسب و کار به شیوه های مبتکرانه با تمرکز به مشتری  و پذیرفتن ریسک های حساب شده .
مخاطره پذیری: عبارتست از پذیرش مخاطره های معتدل که می توانند با تلاش های  مهار شوند.
خلاقیت: توانایی خلق فکرهای جدید است .این فکرها ممکن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شوند.
تحمل ابهام: توانایی زندگی کردن با نداشتن اطلاعات کامل از محیط است بی آنکه شخص بداند موفق خواهد شد یا خیر.


کلمات کلیدی: آموزش ، کارافرینی
 
کسب مهارت،تناقض آموزش و نیاز بازار کار
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤ 

تمایل کارفرمایان به جذب نیروی ماهر‌ و نداشتن مهارت و تخصص لازم در کارجویان به ویژه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، عامل بروز پدیده جدید کارجویان فاقد مهارت شده است.

‌ششم مرداد‌ماه هر سال روز ملی مهارت، کارآفرینی و آموزش‌های مهارتی است‌. طی سال‌های اخیر توجه به مهارت آموزی برای رفع نیازهای بازار کار و تجهیز منابع انسانی توسط مراکز سازمان فنی و حرفه‌ای کشور، تبعات مثبتی داشته است.

سید محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی با اشاره به حمایت دولت از کارفرمایانی که اقدام به ارائه مهارت‌های آموزشی برای نیروهای خود می‌کنند، افزود: مشاغل کشور تنها باید به کسانی سپرده شود که از مهارت‌های آموزشی مناسب در راستای بهره‌وری نیروی کار برخوردار باشند.
در حالی‌که تناقض نسبت به عدم تناسب آموزش نیروی متخصص و فارغ‌التحصیل کشور با بازار کار وجود دارد، وزیر کار از افزایش بازدهی دو برابری آموزش‌های فنی و حرفه‌ای از طریق پیمان مدیریتی در سال‌های اخیر خبر داده است.
کسب مهارت شغلی از مدرسه
ولی‌الله صالحی، عضو شورای عالی کار در خصوص کیفیت ارائه آموزش‌های مهارتی به کارگران و در بررسی وضعیت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، گفت: در این ارتباط اقداماتی صورت گرفته به نحوی که حجم عملکرد نسبت به دهه‌های گذشته قابل توجه است.
وی با بیان این مطلب که با افزایش دامنه آموزش‌های مهارتی و فنی و حرفه‌ای افراد تمایل بیشتری به حضور در بازار کار نشان می‌دهند، اظهار کرد: ایجاد مراکز فنی و حرفه‌ای باعث شده تا افراد راحت‌تر بتوانند رشته‌ای را انتخاب و در آن تخصص کسب کنند.
صالحی در ادامه ضمن اعلام این نکته که با توجه به بهبود وضعیت نرم‌افزاری و اقدامات برنامه‌ریزی شده، در بخش اجرا هنوز در اول راه هستیم، افزود: بسترسازی برای ایجاد مهارت و تخصص در نیروی کار باید از دوره مدرسه تا دانشگاه ادامه داشته باشد تا افراد در پایان تحصیلات خود علاوه بر طی مدارج علمی، مهارت‌های عملی نیز داشته باشند.
این مقام مسوول در حوزه کار بازآموزی حرفه‌ها را یک مساله بسیار مهم و کارآمد دانست و تاکید کرد: به‌عنوان نمونه برای پزشکان در زمان اخذ تخصص‌های جدید دوره‌های کوتاه و آموزش‌های مقطعی در نظر می‌گیرند.
جایگاه افراد در مشاغل کجاست؟
به گفته صالحی در شرایط فعلی به‌دلیل عدم تعادل در عرضه و تقاضای نیروی کار، افراد در جای خودشان قرار نمی‌گیرند و این مساله باعث کم‌توجهی نسبت به لزوم کسب مهارت و تخصص‌ها می‌شود به نحوی که می‌بینیم یک مهندس مکانیک در بخش خدماتی کار می‌کند.
وی در توضیح بیشتر لزوم مهارت آموزی نیروی کار به بحث فرهنگی اشاره و اظهار کرد: افراد باید در مشاغلی به‌کار گمارده شوند که مهارت انجام آن را داشته باشند.
عضو شورای عالی کار گفت: برای ارائه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای اقدامات زیادی صورت می‌گیرد و هزینه‌های زیادی نیز می‌شود، ولی متاسفانه عدم وجود سیستم نظارتی و مدیریتی قوی باعث می‌شود تا هزینه‌ها برای رسیدن به یک مقصد مشخص صورت نگیرد.
کارت مهارت؛ شرط استخدام
البته در بیان تلاش‌های وزارت کار در بخش ارتقای سطح مهارت آموزی در نیروی انسانی باید به برخی تفاهمنامه‌ها برای افزایش مهارت نیروی کار شاغل در بخش‌های مختلف اشاره کرد که برنامه همکاری با وزارت نفت و مسکن از آن جمله است‌.
اقدام به جذب نیروهای ماهر دارای کارت مهارت توسط پیمانکاران دولتی و شهری، برنامه‌ای بود که طبق اعلام وزیر کار از ابتدای سال‌جاری باید صورت می‌گرفت حال اقدامی شده یا خیر، مشخص نیست‌.
مرتضی شریف النسبی، رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای معتقد است: در حال حاضر 75 درصد از نیروی شاغل کشور نیازمند باز آموزی مجدد مهارت‌های خود هستند تا بر اساس تغییر مدل‌های کسب و کار دوباره آموزش ببینند.
در یک تحقیق، سرانه آموزش مدیران در کشورمان هشت ساعت است در حالی که در کشورهای دیگر این آمار تا 10 برابر نیز افزایش پیدا می‌کند.
مهارت در حد گواهینامه رانندگی
عباس وطن‌پرور، دبیر شورای هماهنگی کارفرمایان کشور با ارزیابی پایین بودن سطح آموزش‌ها و ارتقای سطح کیفی مهارت‌ها در بین جامعه کارگری کشور، گفت: متاسفانه توسط برخی از ارگان‌ها برای افزایش مهارت و بالا رفتن سطح تخصص افراد هزینه‌های زیادی می‌شود ولی نتیجه و بازدهی کار قابل توجه نیست.
وی اظهار کرد: کارگران واحدهای تولیدی و بنگاه‌ها به هیچ وجه مهارت‌های شغلی ندارند به نحوی که حداکثر مهارت و توانایی جوانان جویای کار در حال حاضر در حد داشتن گواهینامه رانندگی است.
وی به تعبیر جهرمی در مورد لزوم مهارت‌آموزی جوانان جویای کار اشاره و بیان کرد: در حال حاضر بیکار کسی است که مهارت انجام کاری را نداشته باشد و این یک واقعیت است.
این مقام مسوول کارفرمایی استفاده از دوره نظام وظیفه برای مهارت‌آموزی جوانان در کنار آموزش‌های نظامی را حائز اهمیت دانست و تاکید کرد: در حال حاضر در کره جنوبی دوره نظام وظیفه جوانان به آموزش‌های مهارتی، ایجاد تخصص و مهارت‌آموزی در افراد برای تصدی مشاغل در آینده می‌گذرد.
وی به جمعیت بیش از 25 درصدی بیکاری در جوانان اشاره کرد و گفت: متاسفانه در این وضعیت خیلی جایی برای نوآوری، کارآفرینی و کسب مهارت برای افراد باقی نمی‌ماند، به‌نحوی که با وجود مقررات دست‌و‌پاگیر و رانت‌های اشتغالی، افراد به جای ارتقای سطح مهارت خود برای تصدی شغل، بیشتر به دنبال استفاده از آشنا و رانت هستند.
افزایش اشتغال، تولید و بهره‌وری
با آموزش
علی‌اکبر عیوضی نماینده کارگران در شورای عالی حفاظت فنی، ضمن اشاره به لزوم افزایش تعامل بین کارگر و کارفرما در حل مشکلات کاری از جمله مهارت آموزی، گفت: هر‌چه بتوانیم دامنه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مهارت آموزی را گسترش دهیم در واقع تولید را افزایش داده‌ایم.
نماینده کارگران در شورای عالی حفاظت فنی اظهار کرد: افزایش تولید با ایجاد اشتغال و بالا رفتن سطح بهره‌وری نیروی کار مرتبط است.
عیوضی خواستار تعامل بیشتر بین دانشگاه‌ها و گروه‌های کارگری برای تقویت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مهارت‌آموزی شد و ادامه داد: بالا رفتن مهارت کارگر می‌تواند به تخصصی‌تر شدن فعالیت‌های کارفرمایان نیز منجر شود به نحوی که کارفرمای متخصص بهتر می‌تواند بنگاه را با نگاه توسعه‌ای اداره کند.
آموزش؛ حرف اول صنعت و تولید
علی دهقان‌کیا، عضو هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار نیز، اهمیت بحث آموزش مهارتی برای نیروی کار را مورد توجه قرار داد و گفت: قرار بود برای تغییر رویکرد در استخدام‌ها و قراردادهای بین کارگر و کارفرما بازنگری در نحوه جذب افراد صورت گیرد.
وی اظهار کرد: در شرایط فعلی بازار کار، کارفرمایان بیشتر تمایل به جذب نیروهای دوره دیده و متخصص دارند و از این طریق شرایط ایده‌آل بهتری برای فضای کسب و کار را جست‌وجو می‌کنند.
دهقان‌کیا داشتن مدارک تحصیلی در رشته‌های مختلف را برای کارفرمایان کم اهمیت‌تر از مهارت در کار دانست و افزود: تحصیلات کلاسیک یک بحث پایه‌ای است، ولی کارفرمایان برای بالا بردن راندمان کاری خود بیشتر به دنبال جذب نیروهای متخصص هستند.
وی از تلاش‌های صورت گرفته در سال‌های اخیر در جهت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای سخن گفت و خاطرنشان کرد: امروزه حرف اول در تولید و صنعت را آموزش می‌زند.

نقل از روزنامه گسترش صنعت


کلمات کلیدی: آموزش ، مهارت ، بازار کار
 
آموزش کارآفرینی
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠ 

آموزش کارآفرینی

• اهمیت کارآفرینی انکارناپذیر و پرداختن به آن از ضروریات حال حاضر کلیه کشورها است.

• براساس بررسی‌های به عمل آمده نقش و جایگاه کارآفرینی کاملا مشخص و پرداختن به آن جزو برنامه‌های اصلی طرح‌های توسعه کارآفرینی کشورها است.

• اهدافی که در برنامه‌های آموزش و پرورش کارآفرینان پیگیری می شود عبارتند از: تربیت کارآفرینان جدید، هدایت کارآفرینان به سمت کسب مهارتهای لازم و ارائه مهارتهای لازم به آنان به منظور بالابردن میزان موفقیت آنان در کسب و کارهایی که شروع می‌نمایند.

ضرورت آموزش کارآفرینی

در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فن آوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای در حال توسعه در عبور از بحرانهای اقتصادی به واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکل گیری کسب و کارهای نوآورانه اهمیت خاصی قائل گردند. با عنایت به پدیده جهانی شدن اقتصاد، برخی عقیده دارند که «بازارهای جهانی فردا از آن شرکتهایی است که به ریسک‌پذیری کارآفرینانه بها می‌دهند و برای گسترش سرمایه‌های فکری خود در حد کلان سرمایه‌گذاری می‌کنند، در بالندگی فردی پرتلاشند و در خط مشی گذاری، شرایط محیطی را مد نظر قرار می‌دهند» (به نقل از احمدپور). بر همین اساس، توسعه‌ی کارآفرینی از جنبه‌های گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش، یکی از جنبه‌های مهم در گسترش کارآفرینی است که مورد توجه ویژه‌ای واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته ثابت شده که ویژگی‌های کارآفرینان اغلب اکتسابی است و نه توارثی و از این رو در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مه‌مترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل شده است.

اهمیت و جایگاه آموزش کارآفرینی

با ورود جامعه‌شناسان و روان‌شناسان به عرصه‌ی مطالعات و تحقیقات پیرامون کارآفرینی و کارآفرینان و نتایجی که از این تحقیقات حاصل شده، ضرورت کارآفرینی و توسعه‌ی آن (به ویژه آموزش کارآفرینی) بیش از پیش مشهود گردید و همین امر موجب افزایش تلاش‌ها برای توسعه‌ی کارآفرینی و آموزش آن در دو دهه‌ی گذشته شده است. از جمله کسانی که در زمینه‌ی بررسی ویژگی‌های کارآفرینان مطالعه و تحقیقاتی انجام داده‌اند می‌توان به مک‌کله لند، کارلند، جان استوارت میل، بروکهاوس، دیویدبرچ، تیمونز، کالینز، مور، مایر، گلدشتاین و نورد اشاره کرد. نتایج این تحقیقات بر اکتسابی بودن اغلب ویژگی‌های کارآفرینان تاکید دارد. لذا باید در فراهم آوردن محیط مناسب و آموزش‌هایی که ویژگی‌ها، تجربیات و مهارت‌های لازم را در افراد تقویت کند ،سعی نمود. بررسی‌های محققین منتج به پیش‌بینی و طراحی دوره‌های آموزشی کارآفرینی شده است، به طوری که دوره‌های آموزشی کارآفرینی با هدف تربیت افرادی با اعتماد به نفس بالا، فرصت‌شناس و به طور کلی افرادی که تمایل بیشتری به راه‌اندازی کسب و کارهای مستقل دارند، طراحی شده‌اند. در حقیقت هدف این بوده تا افراد در طی دوران تحصیل، افرادی موسس تربیت شوند (کاتن) این افراد شامل پیشگامان در فعالیت‌ها، ماجراجویان، جسوران، مبتکران، فرصت‌طلبان، جاه‌طلبان و ارتقاء‌جویان می‌باشند (گیب 1987). این قبیل دوره‌ها به دنبال بهبود انگیزش گرایش‌هایی همچون تمایل به استقلال، فرصت‌جویی، ابتکار، تمایل به مخاطره‌پذیری، تعهد به کار، تمایل به حل مشکلات و لذت بردن از عدم قطعیت و ابهام می‌باشد. با توجه به ضرورت‌های آموزش کارآفرینی، اولین دوره‌های آموزشی در این زمینه از اواخر سال 1960 در آمریکا شروع شد و در حال حاضر دانشکده‌ها و دانشگاه‌های بسیاری از کشورهای دنیا دوره‌های آموزش کارآفرینی را در برنامه‌های آموزشی خود گنجانده‌اند.

اهداف آموزش کارآفرینی

به طور کلی هدف‌های مورد نظر در آموزش کارآفرینی به شرح ذیل می‌باشند:

الف)تحریک انگیزه‌ها: یکی از اهداف در آموزش و ترویج کارآفرینی تحریک انگیزه‌ها در افرادی است که دارای خصوصیات کارآفرینانه می‌باشند. شناخت این افراد از توانایی‌های خود و آگاهی دادن در این زمینه و برانگیختن آنها از اصلی‌ترین وظایف آموزش کارآفرینی است. تحریک انگیزه‌هایی از قبیل: میل به کسب ثروت، توفیق‌طلبی، استقلال‌طلبی، تمایل به ساختن چیزی نو، قبول نداشتن شیوه‌های موجود، قرار نگرفتن فرد در پایگاه اجتماعی که لیاقتش را دارد و نظایر آن موجب می‌شود که فرد را در مسیر کارآفرین شدن قرار دهد.

ب)پرورش ویژگی‌ها: چنان که ذکر شد ویژگی‌هایی که موجب می‌گردد فرد کارآفرین شود، توارثی نیست بلکه اکتسابی است. بنابراین پرورش این ویژگی‌ها در افراد مختلف لازم است. برخی از افراد در محیط‌هایی پرورش می‌یابند که زمینه برای تحریک انگیزه‌ها و پرورش ویژگی‌های آنان فراهم است، بنابراین در صورتی که این افراد کسب و کاری را شروع نمایند، مطالعات نشان داده که اغلب با موفقیت همراه خواهد بود. اما بیشتر مردم در چنین محیط هایی قرار ندارند، لذا ایجاد انگیزش و پرورش ویژگی‌ها از طریق برنامه‌های آموزشی برای آنان لازم است. این ویژگی‌ها شامل مواردی همچون آموزش تفکر خلاق، بالا بردن ریسک‌پذیری، بالا بردن قدرت تحمل ابهام، دادن اعتماد به نفس، فرصت‌شناسی، دادن اطلاعات آموزشی نسبت به خصوصیات روانی شخص از قبیل مرکز کنترل می‌باشد.

ج)آموزش مهارت‌ها: این آموزش‌ها به سه بعد تقسیم می‌گردند:

- قبل از تاسیس شرکت

- زمان تاسیس شرکت

- بعد از تاسیس شرکت (اداره شرکت)

قبل از تاسیس باید فرد کارآفرین چگونگی راه‌اندازی یک کسب و کار و مراحل آن، چگونگی انجام کارهای گروهی و مهارت‌های ارتباطی و نظایر آن را بیاموزد. در زمان تاسیس باید در زمینه‌ی مسائل مالی، شناخت بازار، اصول مدیریت، بیمه، اقتصاد، قانون کار و امور حقوقی، آگاهی و تبحر لازم را کسب نماید. توانایی مدیریت توسعه و رشد شرکت، یافتن شیوه‌های جدید، رقابت و حفظ موقعیت در بازار، یافتن بازارهای جدید نیز از جمله مهارت‌های مورد نیاز کارآفرین بعد از تاسیس شرکت هستند. کلیه‌ی هدف‌ها و مراحل فوق به منظور ایجاد انگیزش در بین افراد و ایجاد کارآفرینان جدید، آگاهی دادن، هدایت و تشویق کارآفرینان به سوی کسب مهارت‌های لازم و ارائه‌ی آموزش‌های لازم برای کسب مهارت‌های مورد نیاز به کارآفرینان صورت می‌گیرد و گذراندن این دوره‌ها برای موفقیت کارآفرینانی که قبلا هیچ گونه سابقه و زمینه‌ی محیطی لازم برای آنان فراهم نبوده، ضروری است.


 
ویژگیهای یک کارآفرین
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠ 

- مقدمه

کارآفرینی عبارت است از فرایند خلق چیزی جدید و پذیرش مخاطرات و سود حاصل از آن. به عبارت دیگر، کارآفرینی فرایند خلق چیزی جدید و باارزش است که با اختصاص زمان و تلاش لازم و در نظر گرفتن ریسک‌های مالی، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی و مالی و استقلال به ثمر می‌رسد. این تعریف دارای چهار جنبه‌ی اساسی است:

کارآفرینی مستلزم فرایند خلق است. خلق هر چیز ارزشمند و جدید. این خلق باید برای کارآفرین و مخاطبی که این خلق برای او انجام شده است ارزش داشته باشد.

کارآفرینی مستلزم وقف زمان و تلاش کافی است.

در نظر گرفتن ریسک‌های اجتناب‌ناپذیر لازمه‌ی کارآفرینی است.

در کارآفرینی، رضایت شخصی از استقلال کاری به وجود می‌آید.

چند جنبه‌ی مشترک در همه‌ی تعاریف کارآفرینی وجود دارد: ریسک‌پذیری، خلاقیت، استقلال و پاداش.

2- کارآفرین کیست؟

کارآفرین کسی است که فرصتی را کشف و برای پیگیری و تحقق آن، سازمان مناسبی را ایجاد می‌کند.

کارآفرین کسی است که عمدتاً به منظور کسب سود و رشد، کسب و کاری را تاسیس و اداره می‌کند که مشخصات اصلی آن نوآوری و مدیریت استراتژیک است.

کارآفرین کسی است که سیاستگذاری کسب و کار با اوست و به حساب خود ریسک مالی آن را به عهده می‌گیرد.

کارآفرین کسی است که موسسه‌ی اقتصادی، خصوصا کسب و کاری را که معمولا مستلزم ابتکار و ریسک قابل توجهی باشد سازماندهی و اداره می‌کند.

3- وجوه مشترک کارآفرینان

ریسک‌پذیری (ریسک‌های متوسط و حساب شده)

نیاز به توفیق

نوآوری، خلاقیت، ایده‌سازی

اعتماد به نفس

پشتکار زیاد

آرمان‌گرایی

پیشقدم بودن

فرصت‌گرا بودن (بیشتر در جستجوی فرصت‌ها هستند تا تهدیدات)

نتیجه‌گرا بودن

اهل کار و عمل بودن

آینده‌گرایی

4- صفات اشخاص کارآفرین

کارآفرینان اعتدال در میزان خطر را ترجیح می‌دهند. فعالیت‌های با میزان خطر معتدل، آنهایی هستند که مهارت و کوشش شخص نقش اصلی را ایفـا می‌کند. ممکن است شرایط مساعد هم در آن نقشی داشته باشد، اما تاثیر آن به وسیله‌ی مهارت و کوشش شخصی به حداقل رسیده تا نتیجه‌ی کار جزء مسئولیت‌های خود شخص باشد.

کارآفرینان از خطر استقبال می‌کنند، در صورتی که خطر محاسبه شده باشد. به عبارت دیگر، آنها مسئولیت فعالیت‌هایی را که در آنها هیچ امکان موفقیتی وجود نداشته باشد و یا یک خودکشی مالی باشد را به عهده نمی‌گیرند. کارآفرینان برای قبول خطر باید جرأت داشته باشند و بدین وسیله سرنوشت خود را رقم مــی‌زنند. اما در شرایط نامطمئن تمام جوانب را برای حل مشکلات در نظر گرفته و بنا بر تناسبشان، آنها را طبقه‌بندی می‌کنند.

کارآفرینان مسئولیت شخصی را قبول مـــی‌کنند. یکی از انگیزه‌های اصلی برای دنبال کردن آینده، کارآفرینی است. او ترجیح می‌دهد که خودش تصمیم بگیرد و در جریان آن، تمام کوشش، دانش، مهارت و سرمایه خود را نیز به کار می‌گیرد. اگر شکست بخورد، فقـط مـی‌تواند خود را مقصر بداند و اگر موفق بشود، فقط صلاحیت کارآفرینی خود را تایید کرده است.

کارآفرینان اعتماد به نفس دارند. کارآفرینان به خاطر اعتماد به نفس خود، شهرت دارند. آنها بر این باورند که می‌توانند انتظاراتی که از آنها هست برآورده کنند. به عبارت دیگر، آنها امکان موفقیت خود را بیش از آن چیزی که هست، در نظر می‌گیرند. ظاهرا کارآفرینان واقعی به خاطر اعتماد به نفس بالایی که در خود می‌بینند و برای دیگران غیرقابل لمس است، موفق می‌شوند.

کارآفرینان به دنبال بازتاب عملکرد خود هستند. کارآفرینان به خاطر آگاهی از وضعیت موجود به دنبال بازتاب عملکرد خود چه خوب، چه بد، هستند. بدون داشتن این اطلاعات ادامه‌ی کار برای آنها خیلی مشکل است. کارآفرینان در هر کاری که انجام می‌دهند، هدف‌گرا هستند. بدین ترتیب که آنها همیشه به فکر اهداف طولانی مدت خود بوده و کارهایی که امروز انجام می‌دهند، در راستای اهداف آینده‌شان است. آنها همیشه چیزی را مورد هدف قرار داده و اهداف آنها معمولا عادی نیستند. به همین خاطر دیگران آنها را بلندپرواز می‌نامند.

کارآفرینان، همیشه به دنبال مبارزه بوده و احساس اکتساب را دوست دارند. بنابراین استانداردهای بالایی را برای کار خود در نظر می‌گیرند. آنها محصولاتی با کیفیت بالا تولید و بر اساس مرغوبیت و راندمان رقابت می‌کنند. آنها از مواجه شدن با رقابت ترسی ندارند و در حقیقت از رقابت لذت می‌برند.

کارآفرینان نوآور هستند و همواره در مقابله با موقعیت‌ها از راه‌ها و روش‌های جدید استفاده می‌کنند. آنها از توانایی خود در خلاقیت لذت می‌برند. از تصورات و ابتکارات شخصی خود برای یافتن راه‌های جدید و کنار هم گذاشتن چیزها استفاده می‌کنند. آنها پر از پرسش هستند.

کارآفرینان خستگی را زیاد احساس نمی‌کنند. در برابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سریعاً برای حل آنها اقدام می‌کنند. آنها می‌دانند با کار موثر، به اهداف خود خواهند رسید.

5- وظایف کارآفرین

هشت وظیفه برای کارآفرین وجود دارد:

از موقعیت‌های محیط آگاه می‌شود.

برای استفاده از این موقعیت‌ها خود را به خطر می‌اندازد.

برای کار سرمایه‌گذاری می‌کند.

نوآوری‌ها را معرفی می‌کند.

کار و تولید را نظم می‌بخشد.

تصمیم می‌گیرد.

برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند.

محصولات خود را با سود می‌فروشد.

6- انگیزه‌های مهم کارآفرینی

سه انگیزه‌ی اولیه باعث می‌شود که افراد، کارآفرین شوند:

نیاز به پیشرفت

علاقه به آزادی و استقلال

احتیاج به رضایت شغلی

7- سرچشمه‌ی کارآفرینی

کارآفرینان از کجا می‌آیند؟ اشخاص چگونه کارآفرین می‌شوند؟ آیا کارآفرینان زاده شده یا ساخته می‌شوند؟ زمانی بود که تصور می‌شد کارآفرینان به جای ساخته شدن، متولد می‌شوند. صفات آنها به قدری نادر بودند که در هر جایی یافت نمــی‌شدند. امروزه، شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد صفات کارآفرینی را می‌توان با آموزش، پرورش داد.

8- نقش‌های کارآفرینان در جامعه

کارآفرینان نقش‌های ذیل را در جامعه ایفا خواهند کرد:

عامل اشتغال‌زایی

عامل انتقال فناوری

عامل ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری

عامل شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید

عامل تعادل در اقتصادهای پویا

عامل کاهش بوروکراسی اداری (کاهش پشت میزنشینی و شوق عمل‌گرایی و...)

عامل نوآوری و روان‌کننده‌ی تغییر

عامل تحریک و تشویق حس رقابت

عامل ساماندهی


کلمات کلیدی: ویژگیهای کارآفرین
 
خلاقیت و کار آفرینی
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٠ 

موضوع کارآفرینی همواره با خلاقیت و نوآوری عجین بوده است. به طوری که دراکر (1985) معتقد است خلاقیت و کار آفرینی چنان لازم و ملزوم یکدیگرند که می توان گفت کارآفرینی بدون خلاقیت و نوآوری حاصلی ندارد. مفهوم خلاقیت به عنوان نیرویی پویا در مطالعات روانشناسی، جامعه شناسی و نظریه پردازان فرهنگی و هنری مطرح است. این مفهوم در ابتدا در مفاهیم اقتصادی جایگاهی نداشته، و صرفا زمانی که موجد نو آوری گردید، مورد توجه قرار می گرفته است. خلاقیت یکی از صفات مشخص و بارز کار آفرینان است که با نوآوری عجین شده، رهیافت های مختلفی را به همراه می آورد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته  شد، به طور غیرمحسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، به روشی تازه دست می یابد. برای یک کار آفرین فرهنگی خلاقیت پیشینه ساز ایده های مختلفی است که در قالب هنر و فرهنگ به نو آوری تبدیل گردیده و زمینه ایجاد و بهبود ارزش های فرهنگی را فراهم می آورد. خلاقیت نه در چارچوب کار کارآفرینانی نظیر شاعران، نقاشان، بازیگران و نویسندگان و خالقان اثر به عنوان توصیف یک ایده فردی به کار می رود، بلکه با رویکردی بر ارزش آفرینی فرهنگی با تعاملاتی گسترده تر و از طریق نهادهای گوناگون عرصه خود را قوام و بقا می بخشد. بنگاه های موجد فعالیت های فرهنگی و هنری از جمله عرصه پردازان فعالیت های کار آفرینانه فرهنگی و هنری می باشند که خلاقیت را به عنوان عاملی اصلی در تداوم بخشی هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری می دانند. در این حالت علاوه بر ارزش آفرینی فرهنگی، به عنوان تلفیقی از اندیشه ها و رفتارها به روشی جدید به ارزش آفرینی اقتصادی توجه می شود. ارائه اندیشه ها و نظرات جدید پیرامون خلاقیت، مبانی نظری و عملکردی فراوانی را پیش روی صاحب نظران و اندیشمندان می گشاید.
خلاقیت:خلاقیت به معنای خلق کردن و پدید آوردن چیزی از چیز دیگر به صورت منحصر به فرد است. برخی از نظریه پردازان نظیر گیلفورد معتقدند که خلاقیت را نوعی تفکر می دانند که به ایده ای خلاق منجر می شود. آنچه درون مایه اصلی خلاقیت را شکل می دهد، برخوردی تازه و نو با فرایندها، تشکیلات و روش ها می باشد. فرآیندی که می تواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری همراهان به وجود آورد، کارآفرینی نامیده می شود.
کار آفرینی فرهنگی:منظور از کار آفرینی فرهنگی، فرآیند ایده پردازی و شناخت فرصت ها و راه اندازی کسب و کارهای فرهنگی است. کار آفرینی فرهنگی به گونه فشرده به معنای مدیریت روندها و فرآیندهای تولید و عرضه خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری است. به گونه ای که نو آورانه به احیا و آفرینش ارزش فرهنگی می پردازد.
خلاقیت و کار آفرینی فرهنگی:آغازگر نظریه های خلاقیت به قرن هفدهم و هیجدهم بازمی گردد. رساله های گوناگونی برای تشریح مفهوم خلاقیت و توصیف چگونگی وقوع فراگرد الهام هنری دیده می شود. خلاقیت به عنوان منبع الهام، نوعی تداعی مذهبی یا حداقل معنوی و به عنوان موهبتی از جانب خدایان شناخته شده است. آنچه در دوران اخیر ایده نبوغ خلاق را به چالش می کشد، موجد شرایط شخصی - تخصصی قابل تعریفی است که هرگونه داوری در این مورد را به بی ثباتی می کشاند. به عبارتی نباید تاثیر زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را بر عمل خلاقیت نادیده گرفت.کمپل معتقد است فرد به تنهایی باورها، کنش ها، ترجیحات زیباشناختی و پاسخ های عاطفی اش را برمی گزیند. حال در چنین دنیایی، جنبش رمانتیک، خلاقیت شخصی را بزرگ ترین مشخصه انسان بودن می داند. این خلاقیت در دو صورت بروز می کند: 1-خلق یک اثر هنری2 ;-توانایی داخل شدن کامل در آثاری که دیگران خلق کرده اند. (Storey، 11 : 1999) در هرکدام از این دو وجه، فرد باید به احساس خود تکیه کند، و فقط به تجربه کردن متعهد باشد. به عبارتی هنر تنها دغدغه هنرمند است بدون آنکه هیچ عامل موثر دیگری خواه اقتصادی یا غیر از آن در کار باشد.به اعتقاد تراسبی گاه خلق ایده های جدید معمولا از منابعی مانند مصرف کنندگان، موسسه های موجود، شبکه های توزیع، دولت و تحقیق و توسعه بدست می آید. (هیسریج، 157 : 1385) الگوهای رجحان مصرف کننده یکی از مهمترین منابع موجود در خلاقیت یک کار آفرین است. (تراسبی، 1382 : 43) در این رابطه خلاقیت پیشینه ساز ارزش اقتصادی است که محرک تولید است. ادگارد دگا تابلوی پنبه در نئواورلئان را در سال 1983 نقاشی کرد، زیرا فکر می کرد برای یک مشتری خاص در انگلستان جذابیت دارد. او حتی سبک خود را تغییر داد تا آنچه به نظر مورد پسند بازار بود، مطابقت یابد.منابع احتمالی ایده های جدید دامنه گسترده ای دارند و از مصرف کنندگان تا تغییر در مقررات دولتی را شامل می شود. سولومون (1989) با بررسی 150 کار آفرین به این نتیجه رسید که انگیزه کارآفرینان در شروع به کار، تصمیم به خلق چیزهای نو، بدیع و متفاوت بود و سود اقتصادی انگیزه و محرک اولیه رفتار کار آفرینی نبوده است. در این راستا شاین (1994) معتقد است که کار آفرینان واقعی مشاغل جدید را بیشتر به دلایل نوآوری و خلاقیت شروع می کنند تا انگیزه های اقتصادی.بسیاری بر این اعتقادند که خلاقیت ذاتی شخصیت افراد است و فقط برحسب شرایط شخصی - تخصصی قابل تعریف است. به عبارتی هیچ راهی برای شناسایی میزان مطلقی از نبوغ وجود ندارد و هرگونه داوری در این مورد دستخوش نسبیت، ناپایداری و بی ثباتی است. در این مفهوم، اجرای ایده یک اثر هنری به تجسم بخشی آن ایده منجر می شود، یعنی جایی که هنر تنها دغدغه هنرمند است، و هدف او در ایجاد این اثر را می توان صرفا بیشینه سازی این ارزش فرهنگی دانست.لوتانز خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی فردی از اندیشه ها و رفتارها به روشی جدید تعریف می کند. بارزمن خلاقیت را فرآیند شناختی از به وجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع می داند. (محمدپناه، شماره 26-29 : 47 ماهنامه مهارت)عده ای نیز، خلاقیت را پدیده ای آموختنی می دانند. (آلتشولر، (کار آفرین، 1385 : 86)) به زعم آلتشولر خلاقیت مفهومی کمی - کیفی و بروز آن نیازمند آمادگی است. این آمادگی در سایه ممارست، تمرین و افزایش آگاهی و مهارت میسر می شود. هرچه دامنه مهارت گسترده تر باشد، احتمال بروز خلاقیت، ابتکار و نو آوری نیز افزایش می یابد. در چنین شرایطی، از دید یک هنرمند یک واحد زمان کار از یک نوع خاص، مقدار معینی ارزش فرهنگی در ستانده ها (محصولات) خواهد آفرید. این خود ماهیت کنش خلاق را مطرح می نماید. هنرمند در هرگونه شکل  هنری، زمان را به کارهای متفاوتی شامل تفکر و عمل اختصاص می دهد. برخی کارها نیازمند تخیل اند، دیگر کارها نیازند مهارت های فنی اند، و در باقی کارها این عناصر سازنده را نمی توان از یکدیگر جدا کرد، همه آنها در کنار هم فعالیت خلاق را تشکیل می دهند. بنابر گفته تراسبی برای هنرمند معمولی مقدار زیادی از زمان صرف شده برای این کارها منجر به اثری می شود که ارزش فرهنگی اندکی دارد و بنابر این تفاوت میان هنرمندان، عبارت است از میزان تفاوت در خلاقیت است. (تراسبی : 128)مطابق با نظر آلفرد مارشال لذت بردن از آنچه که او از آن با عنوان موسیقی خوب یاد کرده، سلیقه ای اکتسابی است. نبوغ به عنوان منبع الهام خلاق، هنرمند را به عنوان مجرایی برای یک قدرت برتر، و تخیل را به عنوان جرقه الهی، در خدمت هرگونه خلاقیت هنری قرار داده و هنرمند را اسیر خود می نماید. ویلیام داف در رسانه خود اجزای تشکیل دهنده نبوغ را در سه وجه توصیف می نماید: تخیل، که ایده های موجود را دربر می گیرد، ایده های جدیدی می آفریند و ارتباطات جدیدی میان آنها پیدا می کند، داوری که تخیل را تنظیم و کنترل می کند و ایده های حاصل از آن را دسته بندی می کند، و ذوق یعنی قریحه درونی هنرمند که بین شریف و وضیع، زشت و زیبا، موقر یا مضحک داوری می کند. (تراسبی، 124 : 1382)اتریک (1974) فرآیند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه دسته تقسیم می نماید: به وجود آوردن اندیشه، پرورش اندیشه و به کارگیری اندیشه.آلبرشت (1987) مراحل خلاقیت را به پنج مرحله تقسیم می نماید: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه. وی معتقد است که شخص خلاق، اطلاعات پیرامون خود را جذب می کند و برای بررسی مسائل، رهیافت های مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته  شد، به طور غیرمحسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، رهیافتی ارائه می دهد.هنگامی که ایده یا گروهی از ایده ها شکل گرفت، برنامه ریزی و توسعه فرآیند آغاز می شود. اگر به شمار زیادی از ایده ها دست یافته باشید، برای مشخص  شدن تناسب شان در عمل، باید ارزیابی و بررسی بیشتری کرد. ایده هایی که بیشترین امکان را دارند، مشخص می شوند و سپس در مرحله مفهوم، مرحله توسعه محصول، مرحله آزمون بازار یابی و درنهایت به صورت تجاری، مطرح می شود. کار آفرین به منظور تقویت موفق فعالیت کار آفرینانه باید به طور مستمر ایده را طی فرآیندها مورد ارزیابی قرار دهد.امروزه خلاقیت پیش درآمد توسعه، پیشرفت و تعالی یک سازمان و جامعه دانسته شده و آگاهی از فنون آن ضروری به نظر می رسد. ثبات در محیط کار، جای خود را به بی ثباتی و عدم اطمینان داده است و صنایع سنتی و قدیمی، به انواع جدیدی تبدیل گشته است. ولذا فرصتی برای استفاده از مهارت های قدیمی نمی گذارد و در حقیقت آینده را با تهدیدات و فرصت ها مواجه ساخته است. به طور کلی وجود محیط خلاق از مهمترین عوامل رشد خلاقیت است. در محیط نامطلوب برای پرورش خلاقیت از اندیشه های جدید و نو بیشتر انتقاد می شود و تمایلات دگرگونی و تغییر با مقاومت و ممانعت تقابل می کنند. یکی از روش های مهم متبلور کردن خلاقیت به وجود آوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است. بنگاه های فرهنگی و هنری می توانند با به کارگیری خلاقیت و فراهم نمودن زمینه های محیطی مناسب در این خصوص به دوام و بقای سازمان خود کمک می نماید.


کلمات کلیدی: مهارت ، خلاقیت